۱۳۹۵/۶/۱ دوشنبه
(0)
(0)
معنای واقعی تسلیم و خودپذیری چیست ؟
معنای واقعی تسلیم و خودپذیری چیست ؟
سالها پیش که مطالبی در مورد تسلیم شنیده بودم ، گمان می کردم تسلیم یعنی اینکه هیچ خواسته ای نداشته باشم و هر شرایطی را تحمل کنم و هرگز شکایت نکنم ، چون آن شرایط را خدا برای من خواسته است . گاهی با خود می گفتم : " از امروز تسلیم محض خداوند می شوم ، دیگر هیچ نمی خواهم " ولی می دیدم که این حالت ، لحظاتی بیش دوام نمی آورد . من خواسته های ریز و درشت بسیاری داشتم وبرای اینگونه " هیچ نخواستن و تسلیم بودن " باید فشار زیادی به خود می آوردم . متوجه شده بودم لحظاتی که مشکلی برایم پیش می آید و می گویم : " راضی ام به رضای خدا ، هرچه خدا بخواهد " در درونم بسیار از آن اوضاع ناراحتم و از اینکه خداوند چنین وضعیتی را برای من خواسته است عمیقاً خشمگینم و در درونم مدام غر می زنم و آرزو می کنم که این وضعیت نباشد . در واقع فقط به زبان تسلیم بودم ، نه به دل . اگر واقعاً تسلیم بودم ، باید می توانستم درکمال صبر و آرامش از آن وضعیت گذر کنم و اصلاً هیچ تقلایی نکنم و برای خلاصی از آن وضعیت دست و پا نزنم ، مدام دعا و گریه و زاری نکنم ، دست آخر هم به زبان بگویم : " راضی ام به رضای خدا "
به راستی این چگونه رضایتی است ؟ به نظر من که این فقط تحمل شرایط است ، نه رضایت و تسلیم . تحمل و تسلیم کاملاً متفاوتند . کسی که تسلیم است در آرامش کامل به سر می برد ولی من آرام نبودم و اگر قرار بود شرایطی مرا به زیر بکشد وباعث سقوطم گردد ، تا می توانستم مقاومت می کردم که مانع این پایین رفتن شوم و یا از آن فرار کنم . به خاطر همین جنگ و ستیز ، دائم خسته بودم و بعد هم به زبان می گفتم : " راضی ام به رضای خدا ، تسلیم پروردگارم ، هرچه او بخواهد . "
تا این که روزی دریافتم معنای تسلیم ، آن نبود که من می اندیشیدم ...
                                                                     برگرفته از کتاب " من قلباً احساس آرامش می کنم "

برای اطلاع از نحوه برگزاری  کلاسهای آرامش درون کلیک کنید . 

 
طراحی توسط سایت ساز یوتاب